اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.
اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛محال نبود وصال!و عاشقان که همیشه خواهانند،همیشه می توانستند تنها نباشند.
اگر گناه وزن داشت؛هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.
اگر غرور نبود؛چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان،جستجو نمی کردیم.
اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،حبس نمی کردیم.
اگر خواب حقیقت داشت؛همیشه خواب بودیم.هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛ولی گنج ها شاید،بدون رنج بودند.
اگر همه ثروت داشتند؛دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛تا دیگران از سر جوانمردی،بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،اگر همه ثروت داشتند.
اگر مرگ نبود؛همه کافر بودند،و زندگی، بی ارزشترین کالا بود،ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.
اگر عشق نبود؛به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...اگر عشق نبود؛
اگر کینه نبود؛قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،من بی گمان،دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیزهرگز ندیدن مرا.
آنگاه نمیدانم ،به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟
رویایی ترین و زیباترین جاده جنگلی ایران را تماشا کنید
جاده گردشگری خلخال – اسالم که شهرستان خلخال در استان اردبیل را به اسالم در استان گیلان متصل می کند به دلیل برخورداری از شرایط خاص و اقلیم کوهستانی و ترکیب طبیعت جنگلی با دشت امروز به عنوان رویایی ترین جاده جنگلی کشور شناخته می شود.
سپس
آزدانه تر قدم زنی سلولت را

بخشیدن کسی آسان است، اما اینکه بتوان دوباره به او اعتماد کرد، داستان کاملا متفاوتی است.
آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار، چه بسیارند مردمی که زشت کردار و نیکو گفتارند ...
هر وقت در خیانت و فریب دادن کسى موفق شدى،
به این فکرنکن که اون چقدر احمق بوده،
به این فکرکن که اون چقدر به تواعتماد داشته ... !
بزرگترین خیانت به خود آنست که انسان آفریده شده باشیم ولی مانند و حتی کمتر از حیوان رفتار کنیم ...
تنها کسی که می تواند تو را به خاک سیاه بنشاند، یک دوست کاملاً مورد اعتماد است ...
شکسپیر میگه: خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ...خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد!
" در دنيا عده ي اندك شماري يافت مي شوند كه مي توان به آنها اعتماد كرد؛ بايد گشت و اينها را يافت.
آندره موروا "
خیلی از آدما هر وقت اراده کنن می تونن توسط آدمای دیگه دیده بشن.
ولی اون آدمایی خوشبختن که ارادشون همیشه این باشه که توسط خداشون دیده بشن
" به همه اعتماد داشتن خطرناك است، به هيچ كس اعتماد نداشتن خطرناكترين است.
آبراهام لينكلن "
" هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن: اعتماد، قول، رابطه و قلب؛ زيرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند، اما درد بسياري دارند.
چارلز ديكنز "
" كودكان اعتماد مي كنند، زيرا هرگز شاهد خيانت نبوده اند. معجزه آنگاه رخ مي دهد كه اين اعتماد را در نگاه پيري فرزانه ببينيم.
بوبن "
" در برخي از موارد، فريب خوردن بهتر از بي اعتمادي است.
سرنگ "
تاکسـی جنگلـی در سطـح شـهر تهـران
این راننده تاکسی که در خیابان های تهران به جابجایی مسافرین مشغول است در کنار سرسبز کردن محیط داخلی اتومبیل خود با روی گشاده با مسافرین مواجه شده و در ضمن رساندن آنان به مقصد سعی دارد لحظات آرام و دلپذیری برای آنان رقم زند..
گفته می شود وی گاه در طول مسیر با چای و شیرینی از مسافرین پذیرایی می کند. عکس های پایین و موجود در ادامه مطلب از داخل اتومبیل این راننده خوش ذوق را ببینید.


ادامه مطلب
ای خدا صلح و صفای من مالا کیه رهد؟
دلخوشی های بهون وندن یک جا کیه رهد؟
چه وابی شال و قوا کردنمون،من میدون؟
چو گرهدن من دست غرغر شاها کیه رهد؟
بازی چوپی و چوبازی و چوتل چه وابی؟
گمب گمب دهل و هف هف کرنا کیه رهد؟
فخر مینا و لچک ، گیوه و شولار دبیت،
کله خسروی و پوشش چوغا کیه رهد؟
سی چه دی ور سر چاله نتری نون بپزی
بو حفارشت نون تیری ات دا کیه رهد؟
قهقه کوگ دری چهچه بلبل من باغ
هی هی چوپون وا گله به صحرا کیه رهد؟
سهری دشت شقایق من کوه وکمرا
عطرلبگشت بهار سر باغا کیه رهد؟
رف رف هرس تیا او جقله وا دین
شف شف من قر شولار چکیلا کیه رهد؟
رخت و درفی که اششتن سر او درگل مال
تیه پاکیزه او کرگل بی دا کیه رهد؟
بی خور از غم دنیا و غم مال و منال،
دم پسینون سر تل، او گپ و گفتا کیه رهد؟
سی بوندا تو ومو دست گلی مون چه وابی؟!
جریت رهدن من گل هره واپا کیه رهد؟
گرمسیرو ،که اسوسه دل ایل از گرما
کوچ ایلاقی مون تا دل سرما کیه رهد؟
روزگاری که گدی حرف حق وا جریت
بورست و بنشین وا نوم مولا کیه رهد؟
چار و هفتی که اگون بخت همس یارسونه
بخت ورگشته زسون وخت ورستا کیه رهد؟
پرس کی وا بکنم تا که بگو سی دل مو،
ئی همه عهد ورستاده ز منجا کیه رهد ؟
مو که چی چشمه دلم صافه و پاکه به خدا
کوگ خوشبختی که جست مو وا یا کیه رهد؟

10- جنگلهای انبوه داخلیكانادا
این جنگل بسیار سرسبز و بارانی كه در مركز بخش داخلی ایالت بریتیش كلمبیا در كشور كانادا قرار گرفته آخرین جنگل موجود در فهرست جنگلهای زیبای دنیاست. بیشترین حجم درختان این جنگل را درختان سدر تشكیل میدهند و به دلیل قرار گرفتن در مناطق شمالی و همچنین مجاورت با سلسله كوههای راكی، آب و هوای نسبتا سردی در این منطقه حاكم است.

بخش بزرگی از این جنگل در مناطق درهای كوههای راكی قرار دارد و خود این موضوع باعث شده است تا از تلفیق منظره كوهستان و جنگل انبوه، مناظر فوقالعاده زیبا و چشمنوازی به وجود آید.
برای دیدن بقیه جنگل ها به ادامه ی مطلب برید....
ادامه مطلب
|
یکی از مریدان حسن بصری ؛ عارف بزرگ ؛ در بستر مرگ استاد از او پرسید :
"مولای من! استاد شما که بود ؟ " حسن بصری پاسخ داد : ..."صدها استاد داشته ام و نام بردنشان ماه ها و سال ها طول می کشد و باز هم شاید برخی را از قلم بیندازم ." ... "کدام استاد تاثیر بیشتری بر شما گذاشته است ؟ "
حسن کمی اندیشید و بعد گفت : "در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند، اولین استادم یک دزد بود! در بیابان گم شدم و شب دیر هنگام به خانه رسیدم. کلیدم را پیش همسایه گذاشته بودم و نمی خواستم آن موقع شب بیدارش کنم. سرانجام به مردی برخوردم ، از او کمک خواستم ، و او در چشم بر هم زدنی ، در خانه را باز کرد .حیرت کردم و از او خواستم این کار را به من بیاموزد. گفت کارش دزدی است ، اما آن اندازه سپاسگزارش بودم که دعوت کردم شب در خانه ام بماند. یک ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بیرون می رفت و می گفت : می روم سر کار ؛ به راز و نیازت ادامه بده و برای من هم دعا کن و وقتی بر می گشت ، می پرسیدم چیزی بدست آورده یا نه. با بی تفاوتی پاسخ می داد : " امشب چیزی گیرم نیامد. اما انشا ء الله فردا دوباره سعی می کنم. " مردی راضی بود و هرگز او را افسرده ی ناکامی ندیدم. از آن پس، هر گاه مراقبه می کردم و هیچ اتفاقی نمی افتاد و هیچ ارتباطی با خدا برقرار نمی شد ، به یاد جملات آن دزد می افتادم : "امشب چیزی گیرم نیامد ، اما انشا ءالله ، فردا دوباره سعی می کنم ، و این جمله ، به من توان ادامه راه را می داد. " "نفر دوم که بود ؟ " "استاد دوم سگی بود ، می خواستم از رودخانه آب بنوشم ، که آن سگ از راه رسید. او هم تشنه بود .اما هر بار به آب می رسید ، سگ دیگری را در آب می دید ؛ که البته چیزی نبود جز بازتاب تصویر خودش در آب. سگ می ترسید ، عقب می کشید ، پارس می کرد. همه کار می کرد تا از برخورد با آن سگ دیگر اجتناب کند. اما هیچ اتفاقی نمی افتاد . سرانجام ، به خاطر تشنگی بیش از حد ، تصمیم گرفت با این مشکل روبرو شود و خود را به داخل آب انداخت ؛ و در همین لحظه، تصویر سگ دیگر محو شد. " حسن بصری مکثی کرد و ادامه داد: "و بالاخره، استاد سوم من دختر بچه ای بود با شمع روشنی در دست، به طرف مسجد می رفت. پرسیدم: خودت این شمع را روشن کرده ای؟ دخترک گفت: بله. برای اینکه به او درسی بیاموزم، گفتم :دخترم ، قبل از اینکه روشنش کنی ، خاموش بود، می دانی شعله از کجا آمد؟ دخترک خندید، شمع را خاموش کرد و از من پرسید: جناب! می توانید بگویید شعله ای که الان اینجا بود، کجا رفت ؟ در آن لحظه بود که فهمیدم چقدر ابله بوده ام! کی شعله خرد را روشن می کند؟ شعله کجا می رود؟ فهمیدم که انسان هم ما نند آن شمع، در لحظات خاصی آن شعله مقدس را در قلبش دارد ، اما هرگز نمی داند چگونه روشن می شود و از کجا می آید. از آن به بعد، تصمیم گرفتم با همه پدیده ها و موجودات پیرامونم ارتباط برقرار کنم؛ با ابرها ، درخت ها، رودها و جنگل ها، مردها و زن ها. در زندگی ام هزاران استاد داشته ام . همیشه اعتماد کرده ام ، که آن شعله، هروقت از او بخواهم ، روشن می شود ؛ من شاگرد زندگی بوده ام و هنوز هم هستم.
آموختم که از چیز های بسیار ساده و بسیار نامنتظره بیاموزم ، مثل قصه هایی که پدران و مادران برای فرزندان خود می گویند داستان دوم در ادامه مطلب |
ادامه مطلب
سفر به جوزستان
روزچهارشنبه مورخه 28/1/92به همراه دوستام آقایان جلیل،نوبخت و خدارحمی به دعوت دوستمان آقای ایمان محمدی به روستای جوزستان رفتیم قبل از این سفر بار ها از ایمان شنیده بودیم که می گفت جوزستان قطعه ای از بهشت است اما با توجه به اینکه استان ما در فصل بهار همه جاش سرسبزه حرفش را قبول نداشتیم شب را در شیلات ایمان خان سپری کردیم و فرداش یعنی پنج شنبه زدیم به دل طبیعت ..هرچه جلوتر می رفتیم هضم قطعه ای از بهشت بودن برایمان آسانتر می شد جاهایی رفتیم که به جز خود مردم روستا هیچ کس از آنجا خبر ندارد نزدیک به 8آبشار،آبشارهایی که حتی بی نام مانده بودن اما بر حسب سلیقه برای دومین آبشار اسم آبشار انار وحشی و برای آبشارسومی نامی با عنوان گردوی وحشی انتخاب کردم (البته فقط فضولی کردم) دلیل انتخاب این اسامی درختان زیبایی بود که درست در زیر این آبشارها بود رودهایی متعددی که از دره ها سرازیر می شد و سر چشمه شان همین آبشار ها بود طراوت خاصی به منطقه بخشیده بود مورد دیگری که در این منطقه خودنمایی می کرد تنوع گونه ها ی درختی و درختچه ای بود بیش از 30 گونه در این منطقه وجود داشت از انار و گردوی وحشی گرفته تا بنه و خنجوک و چنارو بیدو تمشک و مهلب و روناس و انجیر و نارون و زالزالک و گز و تاغ و کیکم....اما بلوط مثل اکثر جنگلهای غرب قدرت نمایی می کرد در این سفر که البته به صورت کوهنوردی پیموده می شد و مقداری از مسیر صعب العبور بود چند سوال ذهنم را درگیر کرده بود یکی اینکه اگه به فرض مثال این منطقه در استان اصفهان بود چه درآمدهایی که از جذب توریست به دست نمی آوردند و مسولین استان ما کی از این خواب بیدار می شوند تا به این منطقه رسیدگی کنند و بهتر معرفیش کنند؟.دوم اینکه چرا در این منطقه کمترین امکانات مانند نماز خانه و،استراحتگاه ودستشویی بین راهی وجود ندارد؟و سوم اینکه در این منطقه در بالادست ها گودال های مملو از زغال را چه کسی باید ببیند و این قطع بی رویه را کنترل کند ؟این منطقه معروف به جنگل هلن تحت نظر محیط زیست می باشد و چه زود فهمیدم که چرا مدیر کل محیط زیست دکتر یوسف پور باید در همایشی که با پول بیت المال نزدیک به صدهزارتومان تلف شد ودر این همایش که مشترک بین انجمن علوم جنگل و حقوق با موضوع جرائم زیست محیطی بود و حداقل سه نفر یک هفته از وقتشان را صرف این همایش کردند حاضر نشود شاید از همین سوالات واهمه داشت!!!!!
و اما اگه دوست دارید به این منطقه سفر کنید مطلب زیر را بخوانید
روستای جوزستان در حدود ۹۵کیلومتری ازشهرکردمرکز استان چهارمحال وبختیاری در شهرستان کیار باطبیعتی بسیار بکر وخدادادی در تمامی فصول سال پذیرای تعداد زیادی از گردشگران از مناطق مختلف کشور عزیزمان میباشداین منطقه به دلیل داشتن جنگل های پوشیده از بلوط و چشمه های فراوان و همین طور گذر رودخانه کارون در امتداد کوه ها ی سر به فلک کشیده تکه ای از قدرت لایزال خداوندی را به هربیننده ای نمایان میسازد.در اکثر فصول سال بویژه بهار بازدید از این منطقه بسیار دیدنی است. جاده شهرکرد به ایذه یکی از زیباترین ، پرپیچ ترین و زیباترین جاده های ایران است از اینجا به بعد درختان بلوط در دامنه های زاگرس مرکزی به زیبایی خودنمایی می کند از گردنه باجگیران به پائین سرازیر می شویم و بعد از حدود 7 کیلومتر وارد یک جاده فرعی در سمت چپ جاده می شویم . این همان راهی است که ما را به دامنه های کوه هزار دره و یکی از انشعابات کارون می رساندبه رود خانه نزدیک می شویم و پس از عبور از یک پل به روستای جوزستان می رسیم .روستای جوزستان باداشتن مردمانی بسیارخونگرم و مهمان نواز وآرام شهره عام وخاص هستند شغل بیشتر مردم روستا دامپروری وکشاورزی و پرورش و تکثیر ماهی غزل آلا می باشد

آیت الله عظیمی:
هرکس یک درخت را قطع کند و زغال یک وعده ی معتادی را تهیه کند درهای بهشت بدون حساب برایش باز می شود.
روز شنبه مورخه 17/1/1392راس ساعت 1تا4بامداد اعضایی که قرار بود کتاب قانون جدید جنگل و مرتع را تدوین کنند در حضور دوستداران طبیعت به بیان دیدگاه های خود پرداختند.
قبل از اجرای مراسم آیت الله عظیمی با کاشتن یک نهال مناسبترین روز برای درختکاری را15فروردین دانست او با اشاره به اینکه 15 اسفند......هم یخ می زند افزود در این سرما چه کسی می تواند درخت بکارد همچنین تمام مقاطع تحصیلی در این ایام طبق عرف تعطیل می باشد.و همچنین فکر تورم قبل از عید اجازه ی کاشتن درخت را نمی دهد.بعد از کاشت نهال توسط آیت الله عظیمی مراسم برگزارشد.
اولین سخنران این مرلسم آیت الله عظیمی رئیس جمهور و امام جمعه گروه جنگل بود ایشان تحریم درخت توسط غرب را کاری غیر اصولی و به دور از قوانین بشر و جنگل دانست و تاکید کرد با پیوند موفقیت آمیز مرکب توانستیم میوه بلوط را به پسته و گردو تبدیل کنیم ایشان همچنین پیوند هلو با بید را یکی از بزرگترین دستاوردهای گروه جنگل 90 معرفی کرد ایشان در ادامه تاکید کرد که کاشت بیش از حد درخت کار غیر اصولی است و با توجه به تعداد زیاد معتادین و کمبود زغال و همچنین کمبود زمین برای مسکن و با توجه به زیادی جنگل در کشور بسیاری از درختان باید قطع گردد.ایشان در پایان فرمود هرکس یک درخت را قطع کند و زغال یک وعده ی معتادی را تهیه کند درهای بهشت بدون حساب برایش باز می شود.
بعد از آیت الله عظیمی نوبت به پروفسور خوددانی استاد دانشگاه و محقق در حوزه ی جنگلها و مراتع و نخبه ی علمی کشور از سال 71 تاکنون رسید ایشان به صورت غیر مستقیم به چند شغله بودن آیت الله عظیمی پرداخت و این کار را مغایر با قانون جنگل دانست ایشان همچنین سخنان آیت الله عطیمی را چرندیاتی دانست که یک کودک دو ساله هم اظهار نمی کند.
نفر سوم کسی نبود جز دکتر سیاوش جلیل استاندار گروه جنگل ایشان توهین آقای خوددانی به آیت الله عظیمی را توطئه دشمنان ایشان و گروه جنگل دانست و اظهار داشت ما به بیگانگان اجازه دخالت در قوانین جنگل را نخواهیم داد ایشان حادثه اردیبهشت 91 در اردستان را یادآور شد و اظهارداشت نافرمانی از سخنان آیت الله عظیمی عواقب وحشتناکی به دنبال دارد
نفر چهارم مدیرکل منابع طبیعی دکتر ایمان محمدی با تایید سخنان دکتر جلیل اظهار داشت حادثه ی اردستان باعث شد من و بسیاری از به بیراهه رفتگان به خود بیاییم و راه را از چاه بشناسیم ایشان با تاکید بر توانایی های آیت الله عظیمی ایشان را از ستون های مستحکم و ماندگار جنگل معرفی کرد
نفر پنجم این گروه پروفسور مهدی ابوالحسنی نماینده جهانی جنگلها و مراتع بود که به علت شکستن پای چپ الاغ پرنده اش از سفر باز ماند ولی به جای ایشان مترجمش مهندس مهدی خدارحمی به چند نکته اشاره کرد مهندس خدارحمی افرادی مانند پروفسور خوددانی را مایه ی ننگ حیات بشری و حیات جنگلی دانست و اظهار داشت مومن هرگز از یک در دو بار گزیده نمی شود ایشان با تاکید بر سخنان دکتر جلیل حادثه ی اردستان را مهمتر از طوفان شن و نابودی جنگنده های آمریکایی در طبس دانست و افزود همه باید از این حادثه درس بگیریم و سخنان آیت الله عظیمی را سرمشق زندگی خود قرار دهیم ایشان به آقای محمدی تذکر داد هر چند راهی را که انتخاب کرده ای راهی بسیار درست و منطقی است اما تجربه ثابت کرده به شما نمی توان اعتماد کرد باید در این زمان مهم و حساس درست فکر کنی و به فکر توطئه نباشی.ایشان همچنین از آقای نوبخت به عنوان فردی با ارزش یاد کرد که باعث فخر و مباهات جنگل است و اظهار داشت مهندس نوبخت با نابودی درختان در حیاط دانشگاه کمک به سزایی به روند تخریب جنگل می کند مهندس خدارحمی از مهندس کرمی زاده خواهش کرد دست از تحقیق و کاشت درخت بردارد و اظهار داشت ما جا برای ساخت مسکن نداریم و شما پشت سر هم درختان بی ثمر می کارید ایشان همچنین زن را عامل اصلی تمام گرفتاریهای بشر دانست و اضافه کرد درختانی که ثمر نمی دهند به دست حوا کاشته شدند.ایشان در پایان گفت با اینکه به سالگرد حادثه ی معروف 5/2/91 نزدیک می شویم باید تمهیدات لازم برای سفر کاروان های دانشجویی به این منطقه مهیا شود.
این مراسم ساعت 4بامداد به پایان رسید
توجه توجه توجه
دوستان عزیز دوشنبه هفته آینده این گروه با هم همکاری می کنند و چند قانون برای جنگل تصویب می کنند که حواشی جلسه با 5 قانون اول را دوشنبه هفته آینده و بعد از آن هر دو هفته یکبار روز دوشنبه قانون های تصویب شده دیگر را با حواشی کامل جلسات در وب قرار می دهیم تا انشاالله در مدت دوسال یک کتاب ماندگار به نام قانون جنگل 90 که فقط جنبه طنز دارد تدوین شود و چاپ شود تا برای یادگاری یک خاطره خوب از هم داشته باشیم
منتظر حضور گرمتان هستیم لایقی
کشاورزی و درختکاری کنید. بهخدا قسم آدمیزاد هیچ عملی حلالتر و پاکیزهتر از آن انجام نمیدهد.
حضرت رسول (ص) فرمود:
خداوند درخت را برای انسان آفرید، از اینرو او باید درخت را بکارد، آن را آبیاری کند و در حفظ آن بکوشد.
حضرت رسول (ص) فرمود:
هر وقت عمر جهان به آخر رسیده، هرگاه قیامت بخواهد قیام کند و عالم بخواهد منقرض شود و در دست یکی از شما نهال درختی باشد چنانچه بقدر کاشتن آن فرصت باشد، باید آن را بکارد و از فرصت باقیمانده استفاده نماید.
حضرت رسول (ص) فرمود:
به سبزه نگریستن بینائی را افزون میکند.
حضرت رسول (ص) فرمود:
هرکس ساختمانی را بدون آنکه ظلم و ستمی در کار باشد بنا نماید و یا نهالی بکارد و درختی را غرس کند تا هر کجا بندهای از بندگان خداوند مهربان از آن بهرهمند شود خداوند اجر و ثواب به او عطا کند.
.: Weblog Themes By Pichak :.






